خانه عناوین مطالب تماس با من

محفل ققنوس

محفل ققنوس

درباره من

جز راست نباید گفت . هر راست نشاید گفت . ادامه...

پیوندها

  • یک نماهنگ زیبا
  • سایت جادوگران

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • خرم آباد
  • زندگی مشترک
  • شازده کوچولو
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • انقلاب
  • ۴۸ ساعت داخل بازداشتگاه
  • مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد
  • [ بدون عنوان ]
  • ۴ شنبه سوری
  • [ بدون عنوان ]
  • مسابقات

نویسندگان

  • یکی 300

بایگانی

  • فروردین 1392 1
  • اسفند 1391 1
  • مرداد 1390 1
  • مرداد 1389 1
  • اردیبهشت 1389 1
  • دی 1388 3
  • آذر 1388 4
  • اسفند 1387 1
  • دی 1387 1
  • آذر 1387 1
  • آبان 1387 1
  • تیر 1387 1
  • خرداد 1387 1
  • فروردین 1387 1
  • بهمن 1386 1
  • شهریور 1386 1
  • مرداد 1386 1
  • تیر 1386 4
  • خرداد 1386 6
  • اردیبهشت 1386 1
  • فروردین 1386 1
  • بهمن 1385 1
  • آبان 1385 1
  • مهر 1385 1
  • شهریور 1385 1
  • مرداد 1385 1
  • خرداد 1385 2
  • فروردین 1385 2
  • اسفند 1384 2
  • بهمن 1384 1
  • دی 1384 3
  • آذر 1384 4
  • آبان 1384 8
  • مهر 1384 15
  • شهریور 1384 5
  • مرداد 1384 6
  • تیر 1384 6
  • خرداد 1384 12
  • اردیبهشت 1384 18
  • فروردین 1384 17
  • اسفند 1383 6
  • بهمن 1383 10
  • دی 1383 12
  • آذر 1383 2
  • آبان 1383 2
  • مهر 1383 4
  • شهریور 1383 10
  • مرداد 1383 6
  • تیر 1383 12
  • خرداد 1383 11
  • اردیبهشت 1383 8
  • فروردین 1383 15
  • اسفند 1382 34
  • بهمن 1382 10
  • دی 1382 5
  • آذر 1382 13

آمار : 386303 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1382 20:34
    Ye derakhte khoshko bi barg miyoone kavire dagh , to ye tah moond e ye zehensh naghshe por range ye bagh , shakhe ye sabze khiyalesh sar be asemoon keshid bar ro dooshash hame por shod ze aghaghi ye sepid zire saye ye khiyali kam kamak cheshmasho bast did do ta kaftare chahi ro ye shakhe hash neshats . zire saye ye...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1382 00:51
    چی می خوای ، از دل زارم چی می خوای . حالا که می خوای بری از دل بیمارم چی می خوای .
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1382 00:25
    آسمان چشم او ، آیینه کیست ؟ آنچه چون آیینه ، با من ، رو برو بود . درد و نفرین ، درد و نفرین بر ، سفر باد سرنوشت ِ این جدائی دست او بود . گریه نکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد عاقبت ، دل های ما را با غم ِ هم آشنا کرد ، با غم ِ هم آشنا کرد . چهره اش آیینه کیست ؟ آنکه با من رو برو بود درد و نفرین ، درد و نفرین ، بر سفر...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1382 11:19
    ای ول . این خدا هم ما رو سر کار گذاشته . پریروز هوا آفتابی بود داشتم شر شر عرق می ریختم . یک پیراهن آستین کوتاه بیشتر تنم نبود ولی به نظرم همون هم زیاد به نظر می یومد . پریشب تا صبح داشت بارون و تگرگ می بارید . از صبح تا ظهر هم رگبار شدید . سر ظهر هوا آفتابی بود ولی بازم بارون می یومد . جل الخالق . دیگه عصر شده بود...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1382 22:49
    Tahamol kon azize del shekaste , tahamol kon be paye shame khamosh tahamol kon kenare gerye ye man , be yade delkhoshi haye faramoosh jahane koochake man az to zibast , hanooz az atre labkhande to sarmast vase tekrare esme sade ye , to sedaei az mane ashegh agar hast . Mano naspar be fasle rafte ye eshgh , nazar kam...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1382 14:43
    راستی عید هم رسید . امروز یک درختچه کوچیک رو دیدم که شکوفه زده بود . این قدر لذت بردم که نگو . من از اون سبزیه اولی که از شاخه ها می زنه بیرون خیلی خوشم می یاد . با اون جوونه ها کلی حال می کنم . لذتی وصف نشدنی می برم که نگو و نپرس . کلی به وجد می یام . تو پوست خودم نمی گنجم . نمایشگاه هم تموم شدش بالاخره . ملت مثل مور...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1382 22:32
    دل و دماغ درس خوندن ندارم . یک خورده دلزده شدم . البته موقتی هست . خودم هم می دونم . مغزم کار نمی کنه . اصلا کشش ندارم .می خوام استراحت کنم . ولی مگه می شه . هزار تا کار سرم ریخته . همه کاراشون رو بهمن محول می کنند . به خدا خسته شدم . از پا در نیومدم ولی خب خسته شدم دیگه . احتیاج به یک تفریح شاد دارم . شاده شاد . یک...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1382 22:31
    ta hadde emkan sari bekhoon If two witch where watching two watches , which witch would watch which watch
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1382 19:48
    Dar in zamane ye bi hayo hooye lal parast khosh be hale kalaghaye ghilo ghal parast chegoone chegooneh sharte ham lahze lahze ye khod ro baraye in hame nabavar haye khial parast , be shab neshini ye kharchang haye ordabi chegoone raghs konad mahi ye zolal parast .reside ha che gharibo nachide Miyoftand be paye harz...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1382 16:15
    سیگار Cigar : come on baby . come on . don’t be so shy . come on and don’t fear me . I am a friend . a good friend for u . u can touch me . kiss me . yes . come on . why do you fear ? you are big . we can friend for ever . every time and every where . best friend for each other . every time u need me I am near u ....
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 17:17
    خدا یا باورم کن . باورم کن که چقدر ناراحتم . ناراحت که نیستم پژمرده ام . آدم می تونه با یک حادثه تمام شادابی و طراوتش رو از دست بده . یک اتفاق بد یا یک خبر تکان دهنده می تونه هر کدوم عامل این حادثه باشه . خدایا ازت خواهش می کنم ، خواهش می کنم به اطرافیانم و خودم درک وسیع بده . فراستی بده که مسائل رو بهتر درک کنیم ....
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 11:38
    Excuse me , my English is weak . if you see many false & in correct sentences . please beg my pardon . thanks a lot . Why am I alive ? be cause I should be alive till I get my love . she is the reason that I am breathing , my heart works , and my brain thinks and my hands writes . Every time I see her but can't...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 11:37
    Excuse me , my English is weak . if you see many false & in correct sentences . please beg my pardon . thanks a lot . Why am I alive ? be cause I should be alive till I get my love . she is the reason that I am breathing , my heart works , and my brain thinks and my hands writes . Every time I see her but can't...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 02:04
    این بار می خوام برای تو بنویسم . فقط و فقط برای تو و نه هیچ کس دیگه . می خوام بدونی که کار خیلی سختی رو ازم خواستی . واقعا هیچ چیز سخت تر از ، از دست دادن یک دوست خوب ، یا صحبت نکردن باهاش نیست . به نظر تو این طور نیست ؟ شاید بگی : ما که هنوز دوست هستیم فقط دیگه با هم صحبت نمی کنیم . ولی من میگم اساس و پایه هر دوستی...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 02:04
    بالاخره برای هر آغازی یک پایانی هم هست . بعضی اوقات انسان از این پایان راضی هست بعضی اوقات نه . گاهی اوقات انسان مجبور به پایان می شه گاهی اوقات هم با رضایت و طیف خاطر این کار رو می کنه . انسان همیشه در تلاش و تکاپو هست تا چیز های رو که دوست داره نگه داره و چیز هایی که غیر مفیدند از شرشون راحت بشه . این طوری آرامش...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 02:02
    ب ... تموم شد. یعنی باور کنم ! 7 ماه دوستی به همین راحتی تموم شد ؟ دیشب یک چیزه با ارزش رو از دست دادم و یک چیز ارزشمند تر بدست آوردم . یک دوست صمیمی رو از دست دادم و جاش خدا بهم یک خواهر داد . وقتی داشتم از دوستم خدا حافظی می کردم ، چشم هام پر اشک شده بود، دیگه نمی تونستم حرف بزنم ، اصلا حوصله حرف زدن رو نداشتم ....
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 13:17
    الان تو نمایشگاه بهاره ام . البته توی مصلی . جمعه ای رفتم نمایشگاه بین المللی ولی امروز قصد کردم بیام اینجا . برای اولین باره که تو عمرم مصلی می یام . جای قشنگی هست . این جا یک قسمتی داره که کلی شاخه از روی دیوارهاش آویزونند . صدای صدها گنجشک رو توی شاخه های تو در توش می شنوم . البته هیچ کدومشون رو نمی بینم . یک گوشه...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 08:08
    How is your feel if you meet an important man . as like as good player , president , actor , … And he or she speak to you . may be till you died you remind that day and every where you go , you speak about that meeting and conversation . But do you think a bout what would you do if you are an important human . how do...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1382 16:22
    سلام . امروز می خوام مثل بقیه روز هام نباشم . اصلا به نظرم یک خورده تغییر روحیه لازمه . پس بزار متن امروزم هم مثل بقیه نباشه . می خوام امروز فقط حرف بزنم . کاری هم نه به مسائل اجتماعی دارم نه به مشکلاتم نه به هیچ کی و هیچ کس دیگه . امروز فقط می خوام حرف بزنم . دلم برا مشاعره هام تنگ شده . اخیش ! یادش به خیر با 3 تا از...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1382 00:28
    چرا آشورا روز بر سر نیزه رفتن آزادی و آزادگی هست ؟ چون که : آزادی و آزادگی وقتی معنی پیدا می کنه که در برابرش ذلت و بردگی و جور و ستم باشه . وقتی که انسان ها برده ای سراپا اسیر در غل و زنجیر این دنیای مادی شده باشند عرصه بر آزاد مردمان تنگ می شه و حاضر نیستند که در کنار این گروه به سر ببرند . حال چند راه وجود داره ....
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1382 11:00
    همشون رو باید با آهنگ و لحن مخصوصش بخونی تا بهتر درک کنی . 1 ) آهااااااااااای ملت !روزگاریست که ایمان فلک رفته به باد ! 2 ) بدو بدو که ، لبوی تازه دارم . 3 ) سبزی پلو ، سبزی آش ، سبزی قرمه ، سبزی قیمه !!؟؟ :p , :o 4 ) آی خونه دار و بچه دار ، زنبیل و بردار و بیار . 5 ) شهر ، شهره فرنگه از همه رنگه . بیاید تماشا کنید ....
  • [ بدون عنوان ] جمعه 8 اسفند‌ماه سال 1382 23:01
    ساعت 30 : 7 صبح رسیدم دانشگاه . مست خواب بودم . اصلا هنوز چشم هام وا نمی شد . ساعت 30 : 6 از خونه را ه افتاده بودم تا بتونم این موقع برسم . تازشم اصلا وقت نکردم یک لقمه صبحونه بخورم . همین که از خواب بلند شدم گوله از خونه زدم بیرون تا دیر به دانشگاه نرسم . حالا سر صبحی یک چیزی دیدم که خواب رو از سرم پروند . یک دختر رو...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 8 اسفند‌ماه سال 1382 21:23
    خدایا ! خدای خوبم . می خوام باهات حرف بزنم . می خوام بهت بگم که درسته که بعضی اوقات در عبادت تو کوتاهی می کنم ولی بدون که خیلی دوستت دارم . می دونی خدا چقدر دوستت دارم ؟ اینقدر که تصورش از درک دیگران خارج هست . می دونی من اگه هر آفریده تو رو دوست دارم بدون که چون تو اون رو خلق کردی در نتیجه تو رو هم به همون اندازه...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 8 اسفند‌ماه سال 1382 13:32
    He is one .I have three brothers .two of them are my real brother .and the third is my best friend that I love him as like as my brother and I called him my brother .he is a good friend .he is a patron .he help me when I fell in trouble or I need help . he talk to me when I need speak with some body .he is kind with...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 8 اسفند‌ماه سال 1382 13:31
    Am I bad ? Am I bad ? why you think it . why ? I'm not bad . but I love you so much . I love you more than every body . no body can come in my heart neither you . my heart is yours . it's your home Please live in my heart . I'll try make nice life and love for you . please … My life is going down . with out you my...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1382 19:11
    عشق کاکتوسی از کدوم گل بیشتر از همه خوشت می یاد و عاشقشی . من که خودم به شخصه عاشق رز و مریم و یاس هستم البته از کاکتوس هم خوشم می یاد . هیچ شده که به کاکتوس به عنوان نماد عشق نگاه کرده باشی . شاید بگی خیلی مسخرست که به کاکتوس این طوری نگاه کرد . ولی شاید لیاقتش بیشتر از هر گلی که فکر می کنی برای این منصب باشه . حتی...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1382 18:21
    می گند مرد اگه کار نکنه می پوسه . فرسوده می شه . اصلا نمی تونه یک مرد کار نکنه . اما من یه نظر دیگه هم دارم . اگه یه مرد به سراغ یک کار بی تحرک بره بیشتر می پوسه . از صبح تا شب یک گوشه بشینه بیشتر فرسوده می شه تا اینکه یک کار با دوندگی زیاد داشته باشه . من که خودم در طول 10 روز کار ساکن و بی تحرک واقعا افسرده شدم ....
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1382 18:20
    لعنت به این کاغذ بازی اداری . آدم رو 50 دور می پیچونند از آخرم هیچ چی . میری و می یای ، هی این ور – هی اون ور در نهایت امر هم کارت رو انجام نمی دند . این می گه از اون امضا بگیر ، اون میگه از بعدی ، آخری می گه امضای من منوط به امضای اولی هست دوباره بر می گردی سر جای اول . می یفتی وسط یک نظام دایره ای که هر کدوم کارشون...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1382 23:39
    یاد اون خونه قدیمی بخیر . هنوز وقتی به یادش می افتم دلم براش تنگ میشه ... از این آپارتمان و زندگی اپارتمانی خسته شدم دلم پر می زنه برا اینکه دوباره به خونه قد یمی مون بر گردم . خونمون این طوری بود : یه در دو لنگه طوسی بعد وارد پارکینگ می شدی که هم سطح خونه بود و حیاط خلوت محسوب می شد . 8 متر جلوتر , در ورودی خونه بود...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1382 23:38
    شاید یک کم دیر شده باشه ولی حادثه تلخ و دلخراش و عصف باره بر خورد قطار های باری و مسافربری که صد ها کشته و مجروح بر جای گذاشته رو به تمامی ملت ایران تسلیت میگم و امید وارم که دیگه هرگز شاهد یک چنین حوادث دلخراشی نباشیم .
  • 300
  • 1
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • صفحه 9
  • 10